خرید بک لینک
پوستم را درمیاورم

و تنم را روی چوب لباسی می آویزم .

و برای همیشه فراموش اش میکنم

من

زن شاعری را می شناسم

معشوقه اش را در کیفش حمل میکند

و شدیدا عاشق این جنازه است

کارشان شده...

شبانه روز دست در دست هم دور تا دور شهر می چرخند

می خندند

شعر می خوانند

و

تند

تند

برای هم سیگار

آتش میزنند.

رونیس لاسنهک

برچسب: نویسنده: یونا نجفی تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 18:11

صفحه بندی